-
تصمیم به جدایی4
دوشنبه 18 اسفند 1399 12:57
چه قدر دلم پره چه قدر خوبه اینجارو دارم با کسی نمیتونم حرف بزنم نمیتونم بگم چه قدر میترسم از تبعات تصمیمم ای کاش خانواده ام پشتم بودن ای کاش میشد راحت گفت که به خدا همه کاری کردم و نمیشه ولی میدونم راه دور و درازی دارم تا تموم شدن فرق این دفعه باتمام دفعات قبل اینه که من این بار با تمام جدیتم طلاق میخوام روند فرسایشی...
-
تصمیم به جدایی 3
دوشنبه 18 اسفند 1399 12:29
خلاصه پدرشوهرم رفت خوابید و یه کم که نشستیم مادرشوهرم گفت ما سختمونه قبل از سال بریم و من کلاس دارم و.... یه دفعه حامد بعد حرف مادرش گفت اره خب ماهم سختمونه نمیشه جمع کنیم با این سرعت و.. من بهش گفتم عه مگه تو هی نمیگفتی بریم بریم؟ گفت داشتم شوخی میکردم ! خطاب به مادرشوهرم گفتم به نظرتون شوخی میکرد وقتی داشت میگفت...
-
تصمیم به جدایی2
دوشنبه 18 اسفند 1399 10:03
دیگه حرفاش و رفتاراش برام مهم نبود دیگه اگه دیر میومد و زود میرفت برام اهمیتی نداشت دیگه برام فرقی نمیکرد چی کار کنه و چی بپوشه و چی بخوره و... میدونید روزی ده بار این سوال تو ذهنم میچرخید که اصلا من بدترین زن دنیا ولی من همونم که دو هفته با وجودی که خودم کرونا گرفته بودم ازش پرستاری کردم من همونم که کمرشو عمل کرد یک...
-
تصمیم به جدایی1
دوشنبه 18 اسفند 1399 09:47
این روزها خیلی ذهنم درگیره سمت راست بدنم این اواخر با هر تنشی لمس میشه به خصوص دست راستم دیروز پیش یه متخصص مغز و اعصاب رفتم و گفت خیلی نشونه های خوبی نیست باید برم MRI تقریبا دو هفته ای میشه با حامد بحث داریم راستش تو بحثی که سر هدیه روز پدر داشتیم دیگه حامد هر کاری میخواست کرد واقعا دیگه چیزی از محبتش نذاشت تو وجودم...
-
روزگار ما
سهشنبه 12 اسفند 1399 11:47
سلام سلام اول بگم که یکشنبه ساعت دو و نیم مرخصی گرفتم و بدو بدو رفتم سمت مطب پزشک زنان یه ربع به سه رسیدم و دیدم خیلی منطبق با شرایط کرونایی تو یه اتاق 15 متری 14 نفری نشستن منشی یه خانم مسن بود که اصلا یادش میرفت کی چه زمانی اومده و چه زمانی نوبتش بوده و...تو دو دقیقه ای که منتظر بودم یه دعوای خیلی بد هم بین دو تا...
-
متخصص زنان
شنبه 9 اسفند 1399 15:35
قراره فردا برم مطب یه دکتر زنان جدید پزشک قبلیم با اینکه حدود 6 سال بود مریضش بودم ولی سری قبلی آب پاکی رو ریخت رو دستم و گفت اوضاعم دیگه تعریفی نداره و باید هر چه سریع تر اقدام کنم برای بچه دار شدن من قبلا یه تجربه ی سقط داشتم سال 97 تازه یک سال و نیم از عروسی مون میگذشت که یه شب با درد وحشتناک زیر دلم از خواب بیدار...
-
بالاخره زهرا شوهر کرد
شنبه 9 اسفند 1399 13:27
تعطیلات روز پدر برای ما کلا به قهر و دعوا گذشت بماند که هنوز دلم با حامد صاف نشده و بعید هم میدونم بشه ! انقد که گند اخلاق و لجبازه من برای حامد هیچی نخریدم و نخواهمم خرید بگذریم یکی از صمیمی ترین دوستام که همه ی آرزو و رویا و امیدش شوهر کردن بود بالاخره فتح کرد این قله رو و شوهر کرد جالبه بدونین مثلا صمیمی ترین دوستم...
-
روز مرد
چهارشنبه 6 اسفند 1399 14:31
سلام سلام یه چند روزی نبودم انقد سرم شلوغه ننوشتم که من کارم پشتییبانی نرم افزاره .تو یکی از اپراتورها کار میکنم و معمولا تایم اسفند و اخر سال اوج شلوغی مونه میتونم بگم از صبح امروز تا الان شاید 100 تا تماس داشتم که به خاطر بی حوصلگی هام جواب ندادم این مدت همزمان درگیر خرید برای روز پدر بودم برای مادرم هم به همین...
-
گیر دادن به لباس
شنبه 2 اسفند 1399 10:42
امروز اولین نفر تو وبلاگم کامنت گذاشت !!!!! حیفه اینجا شکلک رقص نداره ولی کلا تو ابرا بودم وقتی دیدم یه نفر خونده ! مرسی رویا میخوام امروز از دغدغه ی این چند وقتم بنویسم حامد روزی که اومد خواستگاری گفت براش مهمه که همسرش چادری باشه یادم رفت اینم بگم که ما سنتی آَشنا شدیم من اون روزا به اصرار پدرم چادر سر میکردم با...
-
بدقولی و کباب
چهارشنبه 29 بهمن 1399 17:19
فکر کنم تا شنبه دیگه چیزی ننویسم امروز هم برخلاف میلم به حرف حامد گوش دادم و موندم شرکت اون بیاد دنبالم میتونست خیلی زودتر بیاد ولی خب بازم دیر رفت دنبال کارش و دیرتر راه افتاد و الان ساعت پنج و ربعه و هنوز نرسیده به من من از چهار اینجا منتظرم خلاصه که باشددرس عبرتی برام که این ادم بی اهمیت ترین موضوع براش الافی منه و...
-
خاطرات قدیمی
چهارشنبه 29 بهمن 1399 14:40
خب دلم خواست کمی حرف بزنم یهو نمیدونم چرا حرف زنگ زدن شد دیدم یه نفره تو دنیا دلم میخواد بهش زنگ بزنم بپرسم حالش چه طوره چی کارا میکنه و سرنوشتش چی شد ولی خب نه شماره ای ازش برام مونده نه ترسم میذاره دست ببرم سمت تلفنم هیچ وقت یادم نمیره اولین بار که منو دید شاید سی ثانیه مات زل زده بودم به چشمام بعد از سی ثانیه یه...
-
روزمرگی
چهارشنبه 29 بهمن 1399 14:03
خب خداروشکر هم چنان هیچ خواننده ای ندارم البته راضی ام به همین که جایی هست بنویسم از دل مشغولی هام و خستگی هام و شادی هام و..... تو این روزا درگیر روزمرگی هامون بودیم یه چند وقته سعی میکنم ناراحتیمو به روم نیارم یادمه قدیما وقتی از دست حامد شاکی میشدم کلی سرش جیغ میزدم و متهمش میکردم و... ولی این روزا با خنده شکایتمو...
-
سریال
شنبه 25 بهمن 1399 15:08
خب بعد از سه چهار روز برگشتم دیشب خوب نخوابیدم برای همین خیلی حس و حال خوبی ندارم امروز دلیل اصلی اینکه چیزی ننوشتم همینه امروز یه کیف خیلی سبک برداشتم و تصمیم دارم بعد از کارم برم پیاده روی تا محل کار همسرم انقد نق میزنه که نمیذاری بمونم و اضافه کار وایسم و... از اون طرف هم وزنم یه هفته اس استپ شده ناچارم رنج پیاده...
-
زندگی
سهشنبه 21 بهمن 1399 11:58
خب امروز به سرم زد یه کم از خودم و حامد بنویسم حامد کلا هدف دار تر از من اومد سراغم برای ازدواج میدونست چی میخواد و میدونست دنبال چه شرایطیه برای همین بعد از ازدواجمون خیلی عاشق تر از من بود من یه کم تو هپروت بودم خیلی تو باغ نبودم که چرا باید ازدواج کنم و چی میخوام صرفا میتونم بگم انقد زیر گوشم خونده بودن که سنت داره...
-
یه روز با گردن کج
سهشنبه 21 بهمن 1399 11:47
دیشب از محل کارم رفتم تا شرکت حامد اینا یه کم هم دیر شد تا برسم 6 و خورده ای بود ولی 18 دقیقه پیاده روی کردم امروز یه ویدیو از chole thing دانلود کردم که نوشته با دو هفته مکرر انجام دادنش وزن کم میکنید از امشب میخوام شروع کنم به امید خدا از دیروز یه گردن درد بدی گرفتم نمیتونم گردنمو بچرخونم ولی خب باید صبور یکرد فعلا...
-
برگر فریکادل
دوشنبه 20 بهمن 1399 13:57
تهران، منطقه ۶، خیابان شصت و چهارم، آ اس پ این برگر یه آیتم جذاب زمان سفارشش داره اگه حضوری برید که اونجا با دستگاه هاشون میتونید تک به تک جزییات ساندویچتون رو انتخاب کنید اگر بخواید سفارش بدین یه نرم افزار موبایلی دارن که میتونید با اون دقیقا عین خرید حضوری شون تک به تک ایتم های ساندویچتون رو انتخاب کنید قیمتش بالاست...
-
پیتزا خورون
دوشنبه 20 بهمن 1399 13:43
این همسرخان ما معمولا مخالف صد در صده سوسیس و کالباسه یه وقتایی دیگه خیلی هوس کنم تقریبا یکی دو هفته نق میزنم که من سوسیس میخوام و پیتزای پر کالباس میخوام و.... دیگه اخر مغلوب میشه و قبول میکنه بنده هم در اسرع وقت بساط پیتزا رو سر هم میکنم و پر از سوسیس و کالباس میکنمش و میزنیم بر بدن جاتون خالی خمیر پیتزا هم از پودر...
-
چلو گوست با اسفناج!
دوشنبه 20 بهمن 1399 13:39
سفره ی پرعشق خونه ی مادر و پدرم رشته پلو با مرغ و گوشت و اسفناج پخته ما شب چهارشنبه سوری حتما حتما باید رشته پلو با گوشت و اسفناج پخته بخوریم ! رسم شهرمونه خلاصه به خطر کرونا امسال نشد دور هم نوش جان کنیم و مادرجان زحمتشو کشید چند روز بعد تحویل سال برامون پخت دور هم جمع شدیم البته این دور هم میگم کلا 7 نفر میشیما...
-
مجتمع خدماتی رفاهی پرستو
دوشنبه 20 بهمن 1399 10:24
اینجا کجاست؟ اتوبان کرج قزوین، ۲۰ کیلومتری قزوین، بعد از پل طالقان، مجتمع خدمات رفاهی و گردشگری پرستو اینجا یکی از جاهای پر خاطره برای ماست هر ور ایران بخوایم بریم یه جوری برنامه رو میچینیم که از پرستو رد بشیم بوفه ی کامل صبحونه اش قبل از کرونا اواخر سال 98 نفری 27 تومن بود آیتم ها نامحدود و با کیفیت بود سرویس دهی شون...
-
سوسیس تخم مرغ :))
دوشنبه 20 بهمن 1399 10:09
خب یه کم بریم سراغ شکمو جات البته کم کم رستوران گردی هامون هم میذارم اول از همه این دلبر جان سوسیس و تخم مرغ با سوسیس بی نظیر کوکتل دودی ! کنارش رب هم جدا سرخ کنید بذارید لای نون بربری تازه و نوش جان
-
تصمیم برای خونه
دوشنبه 20 بهمن 1399 09:43
نوشتم که دیروز بعد از کلی جیغ و جیغ آشتی کردیم شب حامد یه کم دیرتر از همیشه اومد خونه مجبور شده بود اضافه کار وایسه برای من هم اسنپ گرفت برم خونه حدس بزنین اسنپ چه قد شد !76 تومن ! هر چی من گفتم نه !حامد گفت فعلا پول داریم برو خودتو اسیر نکن تا هشت شب خلاصه من ساعت 5 رسیدم خونه و حامد تا بیاد ساعت هشت و نیم شب بود منم...
-
روز بعد از دعوا
یکشنبه 19 بهمن 1399 15:16
من و حامد وقتی آشنا شدیم برام از دارایی هاش گفت یه پس انداز مختصر و یه حقوق که اون زمان خب به نسبت بالا بود .بعد از عقد هر ماه حقوقش کم و کمتر شد .خانواده اش هم هیچ کمکی برای عروسی و مراسما و خونه و اینا نکردن یه جورایی میشه گفت هر چی داشتیم جهیزیه ای بود که پدر من زحمت کشید و پس انداز و حقوق من و حامد حتی هزینه ی...
-
من آمده ام :)
یکشنبه 19 بهمن 1399 14:51
سلـــــــــــــــــــــــــــــــــام خیلی وقته میدونم باید حرفامو به یکی بزنم ولی اصولا تو این روزا نمیشه ادمی رو پیدا کرد که بهش حرف بزنی و سوژه نشی یه چند وقتی پیشش خلاصه عزمم جزم شد بیام سراغ یه وبلاگ مینویسم بخونید خوشحالم میکنید نخونید هم حداقل یه جا نوشتم که ارشیوش بمونه برام و بدونم کی چی بوده تو زندگیم اول از...