ور وره جادو

یه خانم 31 ساله ام با یه دنیا حرف و روزای بالا و پایین !و همچنین عاشق آشپزی و غذا خوردن !

ور وره جادو

یه خانم 31 ساله ام با یه دنیا حرف و روزای بالا و پایین !و همچنین عاشق آشپزی و غذا خوردن !

روز مرد

سلام سلام

یه چند روزی نبودم انقد سرم شلوغه

ننوشتم که من کارم پشتییبانی نرم افزاره .تو یکی از اپراتورها کار میکنم و معمولا تایم اسفند و اخر سال اوج شلوغی مونه 

میتونم بگم از صبح امروز تا الان شاید 100 تا تماس داشتم که به خاطر بی حوصلگی هام جواب ندادم

این مدت همزمان درگیر خرید برای روز پدر بودم

برای مادرم هم به همین مناسبت کادو خریدیم بازم کلا ما یه رسم داریم هر مناسبتی باشه یه کادویی هم به مادرم میدیم 

نمیدونم من چرا تو مجردیام انقد این دو تا فرشته رو  آزار دادم

شاید باید حتما ازدواج میکردم و انقدر دور میشدم که بفهمم به خوبی و مهربونی و بی نظیری اونا کسی نیست 

دیروز از حوالی ظهر با هانا و مامان رفتیم دنبال هدیه ی روز مرد برای بابا

مامانم براش یه کفش خرید و من یه کمربند و هانا هم یه پارچه شلواری

چه قدر خوشحال شد از دیدن کادوهاش قربونش برم من 

خلاصه بعد کادوهای بابا رفتیم دنبال کادو برای پدر حامد 

حامد قبل رفتنمون هی خودشو خود شیرین کرد که بذار زنگ بزنم از مامانم بپرسم بابام بیشتر پارچه شلواری نیاز داره یا کت و شلواری 

اونم زنگ زد  مادرش گفته بود کت و شلواری بخرید

ما رفتیم پارچه فروشی و چون کمی تا قسمتی اخلاق حامد و خانواده شو میشناسم بهش باز زنگ زدم گفتم حامد من تا اینجا اومدم ولی میخوای نخرم و با هم بریم همون پارچه فروشی که همیشه خرید میکنین گفت نه تو عکس از پارچه ها بفرست من ببینم و یکی رو انتخاب کنیم 

منم به پارچه فروشه گفتم پارچه های مطهری با رنگ تیره رو ردیف بچینه رو میز

پارچه فروش بنده خدا همه رو چید و منم هی عکس فرستادم

ده دقیقه گذشت از ارسال عکسا و تماس گرفتم حامد خان فرمودن عکسارو فرستادم مامانم ببینه بهت خبر میدیم و چرا انقد هولی

حالا فکر کنین من وایسادم وسط مغازه پر آدم و پارچه فروش هم همه مشتریا رو ول کرده منتظر که بالاخره این مادر و پسر بهمون خبر بدن

دیدم خبری نشد باز زنگ زدم که حامد چی شد!

گفت مامانم الان بهت زنگ میزنه

و فکر کنین زنگ زد چی گفت؟ گفت نمیخواد از اونجا بخریم من خوشم نیومده و بیا بریم فلان مغازه بخریم

من مگه روم میشد تو اوضاع به فروشنده بگم نیم ساعته اسگلت کردم و نمیخوام؟؟؟؟؟؟

بهش گفتم من نمیتونم نخرم و یه طوسی پر رنگ هست همینو میخرم 

گفت هر جور دوست داری و من قطع کردم

همون طوسی پر رنگ رو خریدم و رفتم خونه ی مادرم اینا 

حسابی هم شاکی و عصبانی بودم از دست حامد و کار احمقانه اش 

صبر کردم تا زنگ زد و بهش گفتم چرا اینکارو کردی و چرا انقد لفتش دادین و ابروم داشت میرفت

گفت تو باید بدونی ما سخت پسندیم  و دیگه مغازه دار هم وظیفه اش بوده و....

یعنی اصلا متوجه نشد که کارش درست نبوده و بدتر از اون رفتار مادرش بوده

منم ادامه ندادم 

شب اومد دنبالم تو ماشین بحثمون بالا گرفت

بهم گفت از پارچه های مغازههه بدم اومد و هیچ کدوم قشنگ نبودن

بهم گفت همه ی  جز زدن تو برای خرید اون پارچه به خاطر این بوده که مادرت و هانا معطل نشن انقد و بعد هم رفت سراغ  اینکه اصلا به خانواده ی تو چه ربطی داره برای بابای من چی بخریم و ....فکر کنین طفلی مامان من و هانا چه قدر چرخیدن به خاطر پارچه و تهش اینم شد دستمزد 

اینو که گفت من دیگه نتونستم تحمل کنم و هر چی تو دلم بود گفتم 

دیدم ول نمیکنه بهش حتی گفتم خفه شو !خانواده ام واقعا خط قرمز منن 

فکر کنین یه ادم چه قدر باید بچه و و بدون درک باشه که درد و دلایی که باهاش کردمو وصل کنه به بحث و بگه !

هر جوری فکر میکنم دیگه با این دعوا یه زخمی رو دلم انداخته که تمام 5 سال گذشته ننداخته و نمیشه ازش گذشت 

شب رسیدم خونه مادرم پیام داد که اگر اونا پارچه رو نمیخوان بیار بابات برمیداره پولش هم میدیم و گفتم نه 

صبح که یه کم اروم تر شدم پارچه رو با خودم اوردم شرکت  و همکارام تادیدن گفتن چه قدر قشنگه 

باز مادرم پیام داد که حرص نخور و اون پارچه رو ما برمیداریم و....

بعد از کلی کنجار دیدم بهترین کار اینه با کادوی پدرم کادوش کنم و بهش بدم 

کادوی پدر حامد هم به من چه 

والسلام

روز اقایون مبارک



نظرات 1 + ارسال نظر
ستاره چهارشنبه 6 اسفند 1399 ساعت 17:07

عزیزم چرا انرژی ات رو برای خانواده ی شوهر هدر میدی؟ از همین الان بهشون بفهمون که ازت انتظار زیادی نداشته باشن، خانواده ی خودت برات مهم باشه برای خانواده ی شوهر بهترین ها رو هم انجام بدی قدر نمیدونن هیچ وقت ، پس بهتره اصلا براشون هیچ انرژی ای هدر ندی

واقعا.میدونی باید همیشه محکم سرم بخوره به سنگ تا بفهمم!
دیگه کلا وقت و انرژی ای برشون نمیذارم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد